معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) وراق. نام این شخص در بعض نسخ شاهنامه از جمله چاپ پاریس ضمن تاریخ انجام شاهنامه آمده است: ابونصر وراق بسیار نیز بدین نامه از مهتران یافت چیز. بموجب حکایتی که در چهارمقالهٔ نظامی عروضی آمده است اسماعیل ورّاق پدر ارزقی شاعر آنگاه که فردوسی از غزنین بهرات میشد او را در خانهٔ خود پناه داد، محتمل است که ابونصر وراق کنیت و شهرت اسماعیل باشد و اسماعیل چون راوی و ناسخی شاهنامه را روایت و استنساخ میکرده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابونصر
شماره: 17223
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ ] (اِخ) وراق. نام این شخص در بعض نسخ شاهنامه از جمله چاپ پاریس ضمن تاریخ انجام شاهنامه آمده است: ابونصر وراق بسیار نیز بدین نامه از مهتران یافت چیز. بموجب حکایتی که در چهارمقالهٔ نظامی عروضی آمده است اسماعیل ورّاق پدر ارزقی شاعر آنگاه که فردوسی از غزنین بهرات میشد او را در خانهٔ خود پناه داد، محتمل است که ابونصر وراق کنیت و شهرت اسماعیل باشد و اسماعیل چون راوی و ناسخی شاهنامه را روایت و استنساخ میکرده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
17223
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی