معنی و تعریف
[ اَ نَ ] مملان بن ابومنصور
وهسودان بن مملان از پادشاهان شدادی
آذربایجان در قرن پنجم هجری و ممدوح
قطران شاعر تبریزی. اصل این سلسله از نژاد
عرب و از نسل روادبن مثنی ازدی بودند و
رواد در زمان خلافت منصور عباسی والی
تبریز بود. و قطران در نسب او گوید:
سر شاهان ابونصربن وهسودبن مملان آن
که چون جستی رضای او دل از سختی جهان کردی.
ز بهر آنکه نسب زی عجم کشد سوی ام
ز بهر آنکه گهر زی عرب کشد سوی اَب
ستوده اند بفرزانگی ملوک عجم
گزیده اند بمردانگی ملوک عرب.
ابونصر مملان در زمان پدر خود ابومنصور
وهسودان پیشکار مملکت و راتق و فاتق
امور بود و در سال ۴۵۰ هـ . ق. طغرل بیک
استقلال او را در مملکت بجای پدر بشناخت.
شرح زندگانی و تاریخ سلطنت و فوت او در
دست نیست. و لیکن از اشعار قطران معلوم
میشود ویرا با مسیحیان جنگهائی بوده است:
ندانی چه آید ابر کافرستان
ز تیغ و سنان شهنشاه غازی
سر پادشاهان ابونصر مملان
که صد بیشه شیر است در ترکتازی.