[ دَ ] (مص) سکندری رفتن.
از سر پنجهٔ پای لغزیدن بی اراده و ناآگاهانه. و
آن را در ستور سَر سُم رفتن گویند:
چون بگردد پای او از پای دارآشکوخیده بماند همچنان.رودکی.
آشکوخد بر زمین هموار بر
همچنان چون بر زمین دشخوار بر.
رودکی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آشکوخیدن
شماره: 1723
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ ] (مص) سکندری رفتن.
از سر پنجهٔ پای لغزیدن بی اراده و ناآگاهانه. و
آن را در ستور سَر سُم رفتن گویند:
چون بگردد پای او از پای دارآشکوخیده بماند همچنان.رودکی.
آشکوخد بر زمین هموار بر
همچنان چون بر زمین دشخوار بر.
رودکی.