معنی و تعریف
(حامص مرکب) شغل آبدار: سوی آبداری رسید آبدار نکوهیده خواندار برشد بدار. شمسی (یوسف و زلیخا).
|| طراوت. تازگی. ریّ : بدین آبداری و این راستی زمان تا زمان آیدش کاستی.فردوسی.
|| (اِ مرکب) اسبی یا استری که بر آن اثاث آبدارخانه حمل کنند و نیز خود آن اثاث را آبداری گویند. || نمدی از جنس پست که در سفرها همراه دارند گستردن در منازل را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبداری
شماره: 173
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(حامص مرکب) شغل آبدار: سوی آبداری رسید آبدار نکوهیده خواندار برشد بدار. شمسی (یوسف و زلیخا).
|| طراوت. تازگی. ریّ : بدین آبداری و این راستی زمان تا زمان آیدش کاستی.فردوسی.
|| (اِ مرکب) اسبی یا استری که بر آن اثاث آبدارخانه حمل کنند و نیز خود آن اثاث را آبداری گویند. || نمدی از جنس پست که در سفرها همراه دارند گستردن در منازل را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
173
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی