معنی و تعریف
[ زَ خَ ] (ع مص) تباه شدن و گندیدن گوشت. (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (آنندراج). پلید شدن و گندیدن گوشت مثل ازخام از باب افعال. پس آن گوشت زَخِم است یعنی گندیده. و فیه زَخَمة؛ یعنی در آن گندیدنی هست و این مخصوص گوشت حیوان درنده است. (از ترجمهٔ قاموس). این ماده را جوهری نیاورده. زَخَمَ و اَزْخَمَ و اَشْخَمَ؛ یعنی پلید و گندیده شد گوشت. (از تاج العروس). || (اِمص) (در تداول عامهٔ عرب) نیرومندی و سرسختی را گویند و این مأخوذ است از زخم بمعنی «سخت راندن» زیرا این معنی مدلول التزامی زخم بدان معنی است. (از متن اللغة).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
زخم
شماره: 172102
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ خَ ] (ع مص) تباه شدن و گندیدن گوشت. (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (آنندراج). پلید شدن و گندیدن گوشت مثل ازخام از باب افعال. پس آن گوشت زَخِم است یعنی گندیده. و فیه زَخَمة؛ یعنی در آن گندیدنی هست و این مخصوص گوشت حیوان درنده است. (از ترجمهٔ قاموس). این ماده را جوهری نیاورده. زَخَمَ و اَزْخَمَ و اَشْخَمَ؛ یعنی پلید و گندیده شد گوشت. (از تاج العروس). || (اِمص) (در تداول عامهٔ عرب) نیرومندی و سرسختی را گویند و این مأخوذ است از زخم بمعنی «سخت راندن» زیرا این معنی مدلول التزامی زخم بدان معنی است. (از متن اللغة).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
172102
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی