معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) محمدبن وهسودان
معروف به مملان. در سنهٔ ۴۵۰ هـ . ق. از جانب
طغرل بیک حکمران آذربایجان شد و او
ممدوح قطران است:
یکی دهقان بدم شاها شدم شاعر ز نادانی
مرا از شاعری کردن تو گرداندی بدهقانی
دلم چون بوستان کردی ز بس شادی خداوندا
مرا جفت ضیاع و ملک و باغ و بوستان کردی
شدی زی خانهٔ میران و از حشمت سر ایشان
فراز آسمان بردی و جفت اختران کردی.
و رجوع به ابونصر مملان... شود.