معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) قبّانی. از شیوخ تصوف
در مائهٔ چهارم. صاحب نفحات گوید که او
سفرهای نیکو کرد و مشایخ بسیار دید از
جمله شیخ ابوعمر اَکّاف و بارون و ابوعمرو
نجید و شیخ ابونصر سراج و
ابوعبداللََّه بن مانک. و از کلمات اوست: چون
با کسی نشینی که در رتبه فرود تست تمنای
عزت از او مدار و هر لحظه منتظر خواری
باش. و نیز گفت: مرد را سه خصلت پسندیده
است و چون در او نبود گو در جامهٔ زنان باش
، اول تقوی که بدان حفظ کند ناموس خویش
را دوم بردباری که نگاهدارد آبروی خود را
سیم گذشتن از مال که بدان نگاهدارد عزت را.
و باز گفته است که عزت در قناعت است.