معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) پلنگ. نوازنده ای بدربار محمود سبکتکین غزنوی: بخاصه کز هوا شبگیر آواز کلنگ آید ز کاخ میر بانگ رود بونصر پلنگ آید فرخی. و ظاهراً در بیت ذیل نیز مراد از بونصر همین بونصر پلنگ است: بونصر تو در پردهٔ عشاق رهی زن بوعمرو تو اندر صفت گل غزلی گوی. فرخی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابونصر
شماره: 17067
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ ] (اِخ) پلنگ. نوازنده ای بدربار محمود سبکتکین غزنوی: بخاصه کز هوا شبگیر آواز کلنگ آید ز کاخ میر بانگ رود بونصر پلنگ آید فرخی. و ظاهراً در بیت ذیل نیز مراد از بونصر همین بونصر پلنگ است: بونصر تو در پردهٔ عشاق رهی زن بوعمرو تو اندر صفت گل غزلی گوی. فرخی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
17067
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی