معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) نوازنده ای به دربار محمود غزنوی: بونصر تو در پردهٔ عشاق رهی زن بوعمرو تو اندر صفت گل غزفی گوی. فرخی. و رجوع به ابونصر پلنگ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابونصر
شماره: 16979
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ ] (اِخ) نوازنده ای به دربار محمود غزنوی: بونصر تو در پردهٔ عشاق رهی زن بوعمرو تو اندر صفت گل غزفی گوی. فرخی. و رجوع به ابونصر پلنگ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
16979
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی