معنی و تعریف
[ اَ سا ] (اِخ) اشعری. عبداللََّه بن قیس بن سلیم. صحابی است. او از مردم قریهٔ رِمَع یکی از قرای یمن و از قبیلهٔ اشعر یمن است. او پیش از هجرت از یمن بمکه شد و اسلام آورد و پس از فتح خیبر بحبشه هجرت کرد و سپس از حبشه بمدینهٔ منوّره بازگشت. و به سال دهم هجرت به امر رسول صلی اللََّه علیه و آله والی قسمتی از یمن گردید. در خلافت عمر به سال ۱۷ هـ . ق. والی بصره و به سال ۲۲ بنا بر تقاضای اهل کوفه حکمران آن شهر گردید و لکن نتوانست اهل کوفه را راضی سازد و پس از یکسال بمنصب اول خود ولایت بصره، بازگشت و تا چند سال از خلافت عثمان بهمین سمت باقی بود. در زمان خلافت عمر دست میسان و مذار و اهواز و شوش و اصفهان و نصیبین را او فتح کرد و یکبار نیز مغضوب عمر گردید و در خلافت عثمان شهر ری بصلح بدست او مفتوح شد. پس از عزل از بصره بکوفه رفت تا در آنجا متوطن شود و عثمان در سال ۳۴ او را والی کوفه کرد و هنگام خلافت علی علیه السلام که کوفه پای تخت شد ابوموسی از منصب خود معزول و از عمل برکنار بود تا پس از جنگ صفین که قرار بر حکمین شد ابوموسی به اصرار جمعی از اهل کوفه از طرف امیرالمؤمنین علیه السلام حکم گردید و از عمروبن عاص فریب خورد بتفصیلی که در تواریخ مسطور است و هر دو گروه از او ناراضی شدند و او بمکه گریخت و در آنجا نیز نتوانست بماند پس بکوفه برگشت و بهمانجا درگذشت و در سال وفات او اختلاف است برخی سال ۴۲ و برخی دیگر ۵۲ هـ . ق. گفته اند و قبر او در ثویّه موضعی بکوفه است. و صاحب مجمل التواریخ آرد که ابوموسی اشعری در سنهٔ ثمان عشر (۱۸ هـ . ق.). نامه ای به عمر خطاب نوشته بود و مخاطبت کرده: لعبداللََّه عمر امیرالمؤمنین. عمر گفت واللََّه که چنین است بندهٔ خدایم و عمر نامم و امیر مؤمنانم از آن پس او را امیرالمؤمنین خواندند و پیش از آن او را خلیفت خلیفت پیغامبر گفتندی. از ابوموسی روایاتی در تفسیر است. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۲۷۱، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۶، ۴۴۳، ۴۴۵،۴۶۰، ۵۱۲، و حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۴۸، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۴۰، ۱۶۵، ۱۶۷ ۱۷۰، ۱۷۲، ۱۷۸، ۱۸۹، ۱۹۰، ۲۳۸، و لباب الالباب ج ۱ ص ۲۸۹ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوموسی
شماره: 16866
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ سا ] (اِخ) اشعری. عبداللََّه بن قیس بن سلیم. صحابی است. او از مردم قریهٔ رِمَع یکی از قرای یمن و از قبیلهٔ اشعر یمن است. او پیش از هجرت از یمن بمکه شد و اسلام آورد و پس از فتح خیبر بحبشه هجرت کرد و سپس از حبشه بمدینهٔ منوّره بازگشت. و به سال دهم هجرت به امر رسول صلی اللََّه علیه و آله والی قسمتی از یمن گردید. در خلافت عمر به سال ۱۷ هـ . ق. والی بصره و به سال ۲۲ بنا بر تقاضای اهل کوفه حکمران آن شهر گردید و لکن نتوانست اهل کوفه را راضی سازد و پس از یکسال بمنصب اول خود ولایت بصره، بازگشت و تا چند سال از خلافت عثمان بهمین سمت باقی بود. در زمان خلافت عمر دست میسان و مذار و اهواز و شوش و اصفهان و نصیبین را او فتح کرد و یکبار نیز مغضوب عمر گردید و در خلافت عثمان شهر ری بصلح بدست او مفتوح شد. پس از عزل از بصره بکوفه رفت تا در آنجا متوطن شود و عثمان در سال ۳۴ او را والی کوفه کرد و هنگام خلافت علی علیه السلام که کوفه پای تخت شد ابوموسی از منصب خود معزول و از عمل برکنار بود تا پس از جنگ صفین که قرار بر حکمین شد ابوموسی به اصرار جمعی از اهل کوفه از طرف امیرالمؤمنین علیه السلام حکم گردید و از عمروبن عاص فریب خورد بتفصیلی که در تواریخ مسطور است و هر دو گروه از او ناراضی شدند و او بمکه گریخت و در آنجا نیز نتوانست بماند پس بکوفه برگشت و بهمانجا درگذشت و در سال وفات او اختلاف است برخی سال ۴۲ و برخی دیگر ۵۲ هـ . ق. گفته اند و قبر او در ثویّه موضعی بکوفه است. و صاحب مجمل التواریخ آرد که ابوموسی اشعری در سنهٔ ثمان عشر (۱۸ هـ . ق.). نامه ای به عمر خطاب نوشته بود و مخاطبت کرده: لعبداللََّه عمر امیرالمؤمنین. عمر گفت واللََّه که چنین است بندهٔ خدایم و عمر نامم و امیر مؤمنانم از آن پس او را امیرالمؤمنین خواندند و پیش از آن او را خلیفت خلیفت پیغامبر گفتندی. از ابوموسی روایاتی در تفسیر است. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۲۷۱، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۶، ۴۴۳، ۴۴۵،۴۶۰، ۵۱۲، و حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۴۸، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۴۰، ۱۶۵، ۱۶۷ ۱۷۰، ۱۷۲، ۱۷۸، ۱۸۹، ۱۹۰، ۲۳۸، و لباب الالباب ج ۱ ص ۲۸۹ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
16866
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی