معنی و تعریف
[ شُ تَ / تِ ] (ص مرکب) مجذوب. شوریده در اصطلاح صوفیان : ندانی که آشفته حالان مست چرا برفشانند در رقص دست گشاید دری بر دل از واردات فشاند سر دست بر کائنات (کذا).سعدی. مکن عیب آشفته حالان مست که غرق است، از آن میزند پا و دست. سعدی.
|| پریشان و بی بضاعت : بدیدار مسکین و آشفته حال.سعدی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آشفته حال
شماره: 1680
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ شُ تَ / تِ ] (ص مرکب) مجذوب. شوریده در اصطلاح صوفیان : ندانی که آشفته حالان مست چرا برفشانند در رقص دست گشاید دری بر دل از واردات فشاند سر دست بر کائنات (کذا).سعدی. مکن عیب آشفته حالان مست که غرق است، از آن میزند پا و دست. سعدی.
|| پریشان و بی بضاعت : بدیدار مسکین و آشفته حال.سعدی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1680
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی