معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) شار غرجستان.
مؤلف حبیب السیر آرد: در زمان نوح بن
منصور سامانی شار غرجستان
ابومنصورنامی بود و این ابومنصور از غایت
سلامت نفس و میل بمصاحبت علما زمام
امور مملکت بدست ولد خود محمد داده از
آن امر استعفا کرد. رجوع به حبط ۱ ص ۳۳۲
و رجوع به ابونصربن محمدبن اسد... شود.