معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) سوختهٔ قهندزی. در نفحات جامی آمده است: شیخ الاسلام گفت که با منصور سوخته پیری بود در قهندز وقتی خویشتن را فرا سوختن داد و نه بسوخت از بهر او او را سوخته نام کردند مردی صادق بود - انتهی. و نویسندگان نامهٔ دانشوران آورده اند که در اواخر مائهٔ چهارم هجریه در قهندز مشرق و او با خواجه عبداللََّه انصاری معاصر بوده است و همواره میگفته است که دریغ از مردمی که وقت خود را صرف کار غیر کنند و ندانند که عاقبت مرگ است و از برای خود توشه ای برندارند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابومنصور
شماره: 16720
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) سوختهٔ قهندزی. در نفحات جامی آمده است: شیخ الاسلام گفت که با منصور سوخته پیری بود در قهندز وقتی خویشتن را فرا سوختن داد و نه بسوخت از بهر او او را سوخته نام کردند مردی صادق بود - انتهی. و نویسندگان نامهٔ دانشوران آورده اند که در اواخر مائهٔ چهارم هجریه در قهندز مشرق و او با خواجه عبداللََّه انصاری معاصر بوده است و همواره میگفته است که دریغ از مردمی که وقت خود را صرف کار غیر کنند و ندانند که عاقبت مرگ است و از برای خود توشه ای برندارند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
16720
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی