معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) اسپیجابی. در ترجمهٔ
تاریخ یمینی آمده: عبداللََّه بن عزیز از حبس
ناصرالدین [ سبکتکین ] خلاص یافته بود و
به أعالی ماوراءالنهر رفته، چون خبر وفات
ملک نوح بدو رسید ابومنصور اسپیجابی را
در زعامت جیوش خراسان طامع کرد و او را
بر آن داشت که به ایلک خان در این باب
استعانت کند و مدد خواهد و ملک خراسان از
بهر او مستخلص گرداند و هردو بتقریر این
حال و تمهید این قاعده پیش ایلک خان رفتند
ابومنصور با فوجی از حجّاب و اصحاب
خویش در پیش ایلک خان شد و او ایشان را
بعلت میهمانی بازگرفت و لشکر و حشم
بترتیب و تضریب خیام مشغول بودند که
اسپیجابی و ابن عزیز را بگرفت و هریک را
تخت بندی محکم برنهاد. رجوع به ترجمهٔ
تاریخ یمینی ص ۱۸۴ و ۱۸۵ شود.