[ اَ مَ ] (اِخ) یا بومنصور. از این
شاعر در لغت نامهٔ اسدی این بیت برای کلمهٔ
واق واق شاهد آمده است:
نه واق واق و نه عنقای مغربیم بگیر (؟)
نه هم بنوع زرافه نه کرگ دزواریم (؟).
لینک ها و اشتراک گذاری
ابومنصور
شماره: 16639
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) یا بومنصور. از این
شاعر در لغت نامهٔ اسدی این بیت برای کلمهٔ
واق واق شاهد آمده است:
نه واق واق و نه عنقای مغربیم بگیر (؟)
نه هم بنوع زرافه نه کرگ دزواریم (؟).