[ رَ مَ دَ / دِ ] (نف) رم کننده. آنچه یا
آنکه خوی رمیدن دارد. جانور رموک: اوابد؛
رمندگان. (ربنجنی). رجوع به رمیدن
شود:
رمنده ددان را همه بنگرید
سیه گوش و یوز از میان برگزید.فردوسی.
لینک ها و اشتراک گذاری
رمنده
شماره: 166231
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ رَ مَ دَ / دِ ] (نف) رم کننده. آنچه یا
آنکه خوی رمیدن دارد. جانور رموک: اوابد؛
رمندگان. (ربنجنی). رجوع به رمیدن
شود:
رمنده ددان را همه بنگرید
سیه گوش و یوز از میان برگزید.فردوسی.