معنی و تعریف
(نف مرخم) مخفف آشامنده، در کلمات مرکبهٔ خون آشام، دردی آشام، غم آشام، می آشام و جز آن : شب عنبرین هندوی بام اوی شفق دردی آشام از جام اوی.فردوسی. اصطناعت چو آب جان پرور انتقامت چو خاک خون آشام.انوری. درآ در بزم رندان غم آشام ز شادی صاف شو دردِ غم آشام. سراج راجی. ای ترک می آشام که گفتت که می آشام در خانهٔ من باده بیاشام بیا شام خوف است بطاعتگه زهاد ریاکیش امن است بسرمنزل رندان می آشام.؟
|| (اِ) باندازهٔ یک بار آشامیدن. شربه. جرعه: یک آشام شیر. || آبچلو. آشاب. آبریس. || و فرهنگ جهانگیری بکلمه معنی قوت (و هو ما یقوم به بدن الانسان من الطعام. صراح) داده و از شاعری مجهول به نام استاد بیت ذیل را شاهد آورده است : بملک شام ندْهم تار مویت ندارم گرچه گاه شام آشام.
|| (اِمص) در بعض فرهنگها به معنی آشامیدن و چیز کم خوردن و شرب و تجرّع نیز آمده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آشام
شماره: 1630
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(نف مرخم) مخفف آشامنده، در کلمات مرکبهٔ خون آشام، دردی آشام، غم آشام، می آشام و جز آن : شب عنبرین هندوی بام اوی شفق دردی آشام از جام اوی.فردوسی. اصطناعت چو آب جان پرور انتقامت چو خاک خون آشام.انوری. درآ در بزم رندان غم آشام ز شادی صاف شو دردِ غم آشام. سراج راجی. ای ترک می آشام که گفتت که می آشام در خانهٔ من باده بیاشام بیا شام خوف است بطاعتگه زهاد ریاکیش امن است بسرمنزل رندان می آشام.؟
|| (اِ) باندازهٔ یک بار آشامیدن. شربه. جرعه: یک آشام شیر. || آبچلو. آشاب. آبریس. || و فرهنگ جهانگیری بکلمه معنی قوت (و هو ما یقوم به بدن الانسان من الطعام. صراح) داده و از شاعری مجهول به نام استاد بیت ذیل را شاهد آورده است : بملک شام ندْهم تار مویت ندارم گرچه گاه شام آشام.
|| (اِمص) در بعض فرهنگها به معنی آشامیدن و چیز کم خوردن و شرب و تجرّع نیز آمده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1630
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی