معنی و تعریف
(اِ) آهر. آهار. بت. پت. شوی و شو که
بجامه کنند. || ترکیبی مایع که پوست
خام در آن آغارند پیراستن و دباغت را.
خورش. || لعاب که بر ظروف سفالین و
فلزین دهند. || لعابی که به پشم زنند نمد
ساختن را.
- آش کردن؛ دباغت و پیراستن
ادیم. آغاردن پوست در خورش. رجوع به
آشدار شود.