معنی و تعریف
[ رُ ] (ع مص) اقامت کردن به جایی. (از
ناظم الاطباء) (آنندراج) (از منتهی الارب) (از
اقرب الموارد). مقیم شدن. (دهار). || حبس
کردن و در زندان نهادن. (ناظم الاطباء).
بازداشت کردن کسی را. (از منتهی الارب).
حبس کردن کسی را. (از اقرب الموارد).
واداشتن. (دهار).