[ مَ / مِ ] (ص مرکب) آسیمه سر.
سرآسیمه.آسیمه :
من از بهر آن بچه آسیمه سار
همی گردم اندر جهان سوگوار.
شمسی (یوسف و زلیخا).
و رجوع به آسیمه و آسیمه سر و سرآسیمه
شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
آسیمه سار
شماره: 1614
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ مَ / مِ ] (ص مرکب) آسیمه سر.
سرآسیمه.آسیمه :
من از بهر آن بچه آسیمه سار
همی گردم اندر جهان سوگوار.
شمسی (یوسف و زلیخا).
و رجوع به آسیمه و آسیمه سر و سرآسیمه
شود.