راهی کردن160759
معنی و تعریف
[ کَ دَ ] (مص مرکب) روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن. به رفتن داشتن. - راهی کردن کسی را؛ روانه ساختن وی. (یادداشت مؤلف).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
راهی کردن
شماره: 160759
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کَ دَ ] (مص مرکب) روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن. به رفتن داشتن. - راهی کردن کسی را؛ روانه ساختن وی. (یادداشت مؤلف).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
160759
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی