مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
معلم خصوصی
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
راهی کردن
160759
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ کَ دَ ]
(مص مرکب)
روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن. به رفتن داشتن.
-
راهی کردن کسی را؛ روانه ساختن وی. (یادداشت مؤلف).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
راهی کردن
شماره: 160759
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ کَ دَ ]
(مص مرکب)
روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن. به رفتن داشتن.
-
راهی کردن کسی را؛ روانه ساختن وی. (یادداشت مؤلف).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
160759
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری