معنی و تعریف
[ اَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) عبداللََّه بن
اسماعیل میکالی. کاتب و ادیبی بلیغ. او
صدهزار شعر از قدما و متأخرین از برداشت و
گاهی بطرز ادبا شعر می سرود و از اوست:
یوم دجن قدتناهی طیبه
و حقیق ان یحیا بالمطر
هل یجوز الصحو فی اثنائه
انّ هذاالرأی من احدی الکبر.
(از تعلیقات ادیب پیشاوری بر تاریخ بیهقی).
و بیهقی گوید: و دیگری در باب جوانان نیکو
گفته است:
ان الامور اذا الاحداث دبرها
دون الشیوخ تری فی بعضها خللا.
و از بوعلی اسحاق شنودم گفت بومحمد
میکالی گفتی چه جای بعض است که فی کلّها
خللا.