معنی و تعریف
(ص مرکب، اِ مرکب) آسبان. طَحّان : چو بشنید از آسیابان سخُن نه سر دید از آن کار پیدا نه بن.فردوسی. فروماند از آن آسیابان شگفت شب تیره اندیشه اندرگرفت.فردوسی. هر آنکس که او فرّ یزدان ندید از این آسیابان بباید شنید.فردوسی. گشاد آسیابان در آسیا به پشت اندرش بار لختی گیا.فردوسی. بدو آسیابان بتشویر گفت که جز تنگدستی مرا نیست جفت.فردوسی. بشد آسیابان دو دیده پرآب بزردی دو رخسار چون آفتاب.فردوسی. پدرْمان یکی آسیابان پیر بر این دامن کوه نخجیرگیر.فردوسی. از این آسیابان بپرسید مه که بَرْسَم کرا خواهی ای روزبه؟ فردوسی. از بس که بر تو برگشت این آسیای گیتی چون مرد آسیابان پرگرد آسیائی. ناصرخسرو. آسیابان را به بینی چون از او بیرون شوی وندرین جا هم ببینی چشمت ار بیناستی. ناصرخسرو.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آسیابان
شماره: 1591
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(ص مرکب، اِ مرکب) آسبان. طَحّان : چو بشنید از آسیابان سخُن نه سر دید از آن کار پیدا نه بن.فردوسی. فروماند از آن آسیابان شگفت شب تیره اندیشه اندرگرفت.فردوسی. هر آنکس که او فرّ یزدان ندید از این آسیابان بباید شنید.فردوسی. گشاد آسیابان در آسیا به پشت اندرش بار لختی گیا.فردوسی. بدو آسیابان بتشویر گفت که جز تنگدستی مرا نیست جفت.فردوسی. بشد آسیابان دو دیده پرآب بزردی دو رخسار چون آفتاب.فردوسی. پدرْمان یکی آسیابان پیر بر این دامن کوه نخجیرگیر.فردوسی. از این آسیابان بپرسید مه که بَرْسَم کرا خواهی ای روزبه؟ فردوسی. از بس که بر تو برگشت این آسیای گیتی چون مرد آسیابان پرگرد آسیائی. ناصرخسرو. آسیابان را به بینی چون از او بیرون شوی وندرین جا هم ببینی چشمت ار بیناستی. ناصرخسرو.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1591
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی