معنی و تعریف
(اِ مرکب) (از: آس +آب) آس که بقوت آب گردد، و توسعاً، هر نوع دیگر از آن. آب آسیا. آب آس : چرا چون آسیاب گردگردی بیاکنده به آب و باد و گردی؟ (ویس و رامین). بخواهد همی خوردمان آسیاب بدندان ما، در، گیا را فناست.ناصرخسرو. گر نان طلب کنند در من زنند ازآنک بی دانهٔ من آب زده ست آسیابشان.خاقانی. هست بپیرامنش طوف کنان آسمان آری بر گرد قطب چرخ زند آسیاب. خاقانی. بر سرم گردید سنگ آسیاب تا برآمد گردم از جان خراب.بسحاق اطعمه.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آسیاب
شماره: 1590
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ مرکب) (از: آس +آب) آس که بقوت آب گردد، و توسعاً، هر نوع دیگر از آن. آب آسیا. آب آس : چرا چون آسیاب گردگردی بیاکنده به آب و باد و گردی؟ (ویس و رامین). بخواهد همی خوردمان آسیاب بدندان ما، در، گیا را فناست.ناصرخسرو. گر نان طلب کنند در من زنند ازآنک بی دانهٔ من آب زده ست آسیابشان.خاقانی. هست بپیرامنش طوف کنان آسمان آری بر گرد قطب چرخ زند آسیاب. خاقانی. بر سرم گردید سنگ آسیاب تا برآمد گردم از جان خراب.بسحاق اطعمه.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1590
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی