معنی و تعریف
[ سَ / سِ ] (اِ) زردی و پژمردگی که بر
روی آدمی یا بر گیاه افتد: صفارة؛ آسهٔ غَله.
المصفور؛ گرسنهٔ آسه زده. (مهذب الاسماء).
شاید در غله مرادف زنگ و زردی باشد.
|| اصل السوس. ریشهٔ شیرین بیان.
|| قسمی از فیلزهره و دیوخار که
بلاطینی آن را لیسیوم بارباروم گویند.