مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آسوده کاری
1571
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ دَ / دِ ]
(حامص مرکب)
عطلت. بیکاری : دلم بگرفت از این آسوده کاری که آسایش بود بنیاد خواری. (ویس و رامین).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آسوده کاری
شماره: 1571
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ / دِ ]
(حامص مرکب)
عطلت. بیکاری : دلم بگرفت از این آسوده کاری که آسایش بود بنیاد خواری. (ویس و رامین).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1571
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری