آسوده کاری1571
معنی و تعریف
[ دَ / دِ ] (حامص مرکب) عطلت. بیکاری : دلم بگرفت از این آسوده کاری که آسایش بود بنیاد خواری. (ویس و رامین).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آسوده کاری
شماره: 1571
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ / دِ ] (حامص مرکب) عطلت. بیکاری : دلم بگرفت از این آسوده کاری که آسایش بود بنیاد خواری. (ویس و رامین).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1571
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی