معنی و تعریف
(اِخ) نام دیوی از تابعان آهرمن که
سخن چینی و دروغ گفتن میان دو کس و
جنگ انداختن دو تن بدو متعلق است.
(جهانگیری). آشموغ :
گفته اش جملگی دروغ بود
او سخن چین چو آسموغ بود.طیان.
چنین قصه ها خود نباشد دروغ
نماند بافسانهٔ آسموغ.
؟(از کتاب موسوم بخرم بهشت، از انجمن
آرا).