معنی و تعریف
[ اَ کَ شَ ] (اِخ) وجز یا جزء.
مردی به روزگار جاهلیت از بنی خزاعه، پدر
قبله و قبله مادر وهب و وهب پدر آمنه مادر
رسول صلوات اللََّه علیه. او از عبادت ارباب
کثیرهٔ عرب سر باز زد و به پرستش
شعری العبور یعنی بنوعی از یگانه پرستی
بسنده کرد و آنگاه که حضرت رسول اکرم
صلی اللََّه علیه و آله مردمان را به اللََّه واحد قهار
میخواند و از پرستش خدایان گوناگون منع
می فرمود مشرکین به او علیه السلام کنیت ابن
ابی کبشه دادند و این از راه تشبیه او به
ابی کبشه در دعوت بتوحید و هم اشارت به
نسبت او از سوی مادر به ابی کبشه بود. و
اقوال دیگر نیز در وجه این انتساب هست.