معنی و تعریف
(اِ مرکب) آبخوست. آبخست. جزیره، یا جزیره ای در رودی بزرگ که آب سطح آن را فراگرفته و گیاه و درختان آن ظاهر باشد: گویی که هست مردمک دیده آبخو یا خود چو ماهی ای است که دارد در آب خو. عمعق بخاری.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبخو
شماره: 152
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ مرکب) آبخوست. آبخست. جزیره، یا جزیره ای در رودی بزرگ که آب سطح آن را فراگرفته و گیاه و درختان آن ظاهر باشد: گویی که هست مردمک دیده آبخو یا خود چو ماهی ای است که دارد در آب خو. عمعق بخاری.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
152
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی