معنی و تعریف
[ اَ لِ ] (اِخ) انوشیروان بن
منوچهربن قابوس. او قائم مقام پدر شد و
نسبت به سلطان مسعود غزنوی اظهار اطاعت
و انقیاد نمود اما در وقتی که سلطان بحدود
جرجان رسید ابوکالنجار بتکلیفات مالایطاق
مکلف شد. بنابر آن جرجان را بازگذاشته در
بعض قلاع متحصن گردید و هم آنجا روزگار
میگذرانید تا در سنهٔ ۴۴۱ هـ . ق. بملک آخرت
نقل کرد. (حبیب السیر ج ۱ ص ۳۵۵).