[ سَ دَ ] (مص) ساختن. آمادن.
سیجیدن. بسیجیدن. || گرد آوردن.
فراهم کردن. ریشهٔ این کلمه اگر ساختن باشد
سین بفتح است و اگر سیجیدن باشد سین
مکسور است، و تمیز آن برای من میسر
نیست. رجوع به آسغده، بسغده، بسغدن و
بسغدیدن شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
آسغدن
شماره: 1516
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ سَ دَ ] (مص) ساختن. آمادن.
سیجیدن. بسیجیدن. || گرد آوردن.
فراهم کردن. ریشهٔ این کلمه اگر ساختن باشد
سین بفتح است و اگر سیجیدن باشد سین
مکسور است، و تمیز آن برای من میسر
نیست. رجوع به آسغده، بسغده، بسغدن و
بسغدیدن شود.