مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آسغدن
1517
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ سَ دَ ]
(مص)
(از: آ، نا +سغدن، سختن یعنی سنجیدن) ناسختن. ناسنجیدن. رجوع به آسغده، بسغده، بسغدن و بسغدیدن شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آسغدن
شماره: 1517
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ سَ دَ ]
(مص)
(از: آ، نا +سغدن، سختن یعنی سنجیدن) ناسختن. ناسنجیدن. رجوع به آسغده، بسغده، بسغدن و بسغدیدن شود.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1517
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری