معنی و تعریف
[ خوا / خا رَ / رِ ] (اِ مرکب) ظروف سفالینه که در آن آب یا شراب آشامند. آنچه که در آن آب توان خورد از سبو و جز آن : همه آبخواره بینی که ز ما کنند مستی اگر آبخواره سازند ز خاک ما سبویی. قاسم انوار.
|| (نف مرکب) آبخوار.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبخواره
شماره: 154
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خوا / خا رَ / رِ ] (اِ مرکب) ظروف سفالینه که در آن آب یا شراب آشامند. آنچه که در آن آب توان خورد از سبو و جز آن : همه آبخواره بینی که ز ما کنند مستی اگر آبخواره سازند ز خاک ما سبویی. قاسم انوار.
|| (نف مرکب) آبخوار.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
154
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی