معنی و تعریف
[ دِ ژَ / دُ ژَ ] (ص) دژن. چیزی تند و تیزطعم. (برهان). || تندشده و بخشم آمده. (لغت فرس اسدی، ذیل دژآگاه). تندشده. (جهانگیری) (صحاح الفرس). مردم قهرآلوده و خشمناک و تند و تیز. (برهان). || جلد و شتاب. (ناظم الاطباء). و رجوع به دژن شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
دژند
شماره: 148302
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دِ ژَ / دُ ژَ ] (ص) دژن. چیزی تند و تیزطعم. (برهان). || تندشده و بخشم آمده. (لغت فرس اسدی، ذیل دژآگاه). تندشده. (جهانگیری) (صحاح الفرس). مردم قهرآلوده و خشمناک و تند و تیز. (برهان). || جلد و شتاب. (ناظم الاطباء). و رجوع به دژن شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
148302
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی