معنی و تعریف
[ دَ مَ ] (ع اِ) فارسی معرب است. (ثعالبی). آرد سپید و شسته. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آرد حواری. (یادداشت مرحوم دهخدا). به عربی آرد سفید را گویند، و برخی گویند هرچه او را خرد آس کنند او را درمک گویند حتی سرمه، و بعضی اعراب درمک را درمق گویند و درمق آرد مایه باشد که فارسیان او را میده گویند. (از تذکرهٔ داود ضریر انطاکی). || خاک نرم. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خاک پاک. (تذکرهٔ انطاکی). || نان میده. (مهذب الاسماء). نان سفید و آن نانی است که از نرمهٔ آرد یا آرد گندم سبوس گرفته کنند. حُواری ََ. سمید. سمیذ. ج، دَرامک. (یادداشت مرحوم دهخدا). آرد و نان سپید. (برهان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
درمک
شماره: 146919
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ مَ ] (ع اِ) فارسی معرب است. (ثعالبی). آرد سپید و شسته. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آرد حواری. (یادداشت مرحوم دهخدا). به عربی آرد سفید را گویند، و برخی گویند هرچه او را خرد آس کنند او را درمک گویند حتی سرمه، و بعضی اعراب درمک را درمق گویند و درمق آرد مایه باشد که فارسیان او را میده گویند. (از تذکرهٔ داود ضریر انطاکی). || خاک نرم. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خاک پاک. (تذکرهٔ انطاکی). || نان میده. (مهذب الاسماء). نان سفید و آن نانی است که از نرمهٔ آرد یا آرد گندم سبوس گرفته کنند. حُواری ََ. سمید. سمیذ. ج، دَرامک. (یادداشت مرحوم دهخدا). آرد و نان سپید. (برهان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
146919
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی