معنی و تعریف
[ دَ یَ دَ / دِ ] (نف مرکب) نعت فاعلی از درآمدن. داخل شونده. واردشونده. بدرون آینده. داخل. (دهار). سالک. میخَط. (منتهی الارب). وارد. (دهار). هادف. (منتهی الارب): خورشید سپهر و کرم و جود و سخائی نور تو درآینده ز هر روزن و هر در. سوزنی.
جاحر؛ درآینده به سوراخ و نهان جای. خشیف، مندمج؛ درآینده در چیزی. سَدّ؛ درآینده میان دو چیز. کارع؛ درآینده در آب. مفجر؛ وقت فجر درآینده. هجوم؛ ناگاه درآینده بر کسی. هکم؛ بی باکانه در کار بی فایده درآینده. || فرورنده: أهضم؛ شکم باریک و درآینده. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
درآینده
شماره: 145399
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ یَ دَ / دِ ] (نف مرکب) نعت فاعلی از درآمدن. داخل شونده. واردشونده. بدرون آینده. داخل. (دهار). سالک. میخَط. (منتهی الارب). وارد. (دهار). هادف. (منتهی الارب): خورشید سپهر و کرم و جود و سخائی نور تو درآینده ز هر روزن و هر در. سوزنی.
جاحر؛ درآینده به سوراخ و نهان جای. خشیف، مندمج؛ درآینده در چیزی. سَدّ؛ درآینده میان دو چیز. کارع؛ درآینده در آب. مفجر؛ وقت فجر درآینده. هجوم؛ ناگاه درآینده بر کسی. هکم؛ بی باکانه در کار بی فایده درآینده. || فرورنده: أهضم؛ شکم باریک و درآینده. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
145399
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی