معنی و تعریف
(اِ) مقلوب آماس. (انجمن آرای
ناصری). و ظاهراً آسام اصل سام است نه
مقلوب آماس: السرسام فارسیة، السَّر هو
الرأس و السام هو الورم. البرسام، البر هو
الصدر و السام هو الورم . و در فارسی
حذف «آ» در کلمات مصدرهٔ بدان بسیار
باشد. رجوع به «آ» شود.