معنی و تعریف
[ دُ تَ ] (حامص) به معنی دختره باشد که دوشیزگی و بکارت است. (برهان) (آنندراج). در زبان عوام بکارت است. (یادداشت مؤلف). دخترگی . دخترکی : ور صدهزار عذر بگویی گناه را مر شوی کرده را نبود زیب دختری.سعدی.
رجوع به دوشیزگی شود. || (حامص) در حالت دختر بودن. دوشیزگی. نابسودگی : شاهد بکر باده را در حرم پیاله کش پس بمسیح روح بین حامله اش به دختری. خاقانی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
دختری
شماره: 145161
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دُ تَ ] (حامص) به معنی دختره باشد که دوشیزگی و بکارت است. (برهان) (آنندراج). در زبان عوام بکارت است. (یادداشت مؤلف). دخترگی . دخترکی : ور صدهزار عذر بگویی گناه را مر شوی کرده را نبود زیب دختری.سعدی.
رجوع به دوشیزگی شود. || (حامص) در حالت دختر بودن. دوشیزگی. نابسودگی : شاهد بکر باده را در حرم پیاله کش پس بمسیح روح بین حامله اش به دختری. خاقانی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
145161
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی