معنی و تعریف
[ دَ ] (اِ) کلفتی. ستبری. هنگفتی.
غلظت. گندگی. این کلمهٔ فارسی ظاهراً از
فرهنگهای معمولی فوت شده است. صاحب
منتهی الارب به اماراتی که در دست است
لغت نامه های مترجم بسیاری از عربی به
فارسی و از فارسی به عربی داشته است و این
کلمه را در موارد ذیل آورده است که از سیاق
عبارت و نیز بصریح ترجمه که در حاشیه
کرده است معنی آن گندگی و سطبری و غلظت
و ثخن و قطر و عمق است: عجاجیل؛ چیزکی
است از پینو که بمقدار دبز کف دست دراز
کنند. در این جا بحاشیه این کلمه را بدین
صورت ترجمه کرده است: «دیز به معنی
گندگی باشد»؛ عجل اقطه تعجیلا؛ بقدر دبز
کف دست دراز کرد پینو را. تعجل؛ پینو را به
غلظ کف دست دراز کردن. و شاید کلمهٔ
«دفزک» از این کلمه آمده باشد. (یادداشت
مؤلف).