معنی و تعریف
(پسوند) اَسا. ادات تشبیه است. مثل. مانند. گون. گونه. شبه. وار. سان. سا. نظیر. شکل. صفت: آسمان آسا. بحرآسا. پادشاه آسا. پیل آسا. ترک آسا. خاقانی آسا. خورآسا. دلیرآسا. دودآسا. راهب آسا. رعدآسا. زمین آسا. ساسیاآسا. شیرآسا. عندلیب آسا. فلک آسا. مریدآسا. مهرآسا. یهودآسا: عدوی او شود روباه بددل چو شیرآسا خرامد او بمیدان .شهید. در بدیّ و گدی توئی منحوس ساستاسا و ساسیاآسا.فرالاوی. بزم خوب تو جنةالمأوی مَثَلِ ساقی تو حورآسا.خفاف. عزم و حزمش به جنبش و بسکون آسمان باشد و زمین آسا.ابوالفرج رونی. بگیر قبضهٔ شمشیر عدل و جنبش کن بگرد گرد همه هند پادشاه آسا.مسعودسعد. جان بکف برنه و دلیرآسا قصد این راه کن در او ماسا.سنائی. از کس و ناکس ببر خاقانی آسا در جهان هیچ صاحب درد را صاحب دوائی برنخاست. خاقانی. صبحدم چون کِلّه بندد آه دودآسای من چون شفق در خون نشیند چشم شب پیمای من. خاقانی. فلک کج روتر است از خط ترسا مرا دارد مسلسل راهب آسا.خاقانی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آسا
شماره: 1443
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(پسوند) اَسا. ادات تشبیه است. مثل. مانند. گون. گونه. شبه. وار. سان. سا. نظیر. شکل. صفت: آسمان آسا. بحرآسا. پادشاه آسا. پیل آسا. ترک آسا. خاقانی آسا. خورآسا. دلیرآسا. دودآسا. راهب آسا. رعدآسا. زمین آسا. ساسیاآسا. شیرآسا. عندلیب آسا. فلک آسا. مریدآسا. مهرآسا. یهودآسا: عدوی او شود روباه بددل چو شیرآسا خرامد او بمیدان .شهید. در بدیّ و گدی توئی منحوس ساستاسا و ساسیاآسا.فرالاوی. بزم خوب تو جنةالمأوی مَثَلِ ساقی تو حورآسا.خفاف. عزم و حزمش به جنبش و بسکون آسمان باشد و زمین آسا.ابوالفرج رونی. بگیر قبضهٔ شمشیر عدل و جنبش کن بگرد گرد همه هند پادشاه آسا.مسعودسعد. جان بکف برنه و دلیرآسا قصد این راه کن در او ماسا.سنائی. از کس و ناکس ببر خاقانی آسا در جهان هیچ صاحب درد را صاحب دوائی برنخاست. خاقانی. صبحدم چون کِلّه بندد آه دودآسای من چون شفق در خون نشیند چشم شب پیمای من. خاقانی. فلک کج روتر است از خط ترسا مرا دارد مسلسل راهب آسا.خاقانی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1443
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی