معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) دهدار. یکی از مخصوصان اتباع حسن صباح. حسن گاه مرگ بکیابزرگ امید وصیت کرد که منصب وزارت بدو گذارد. و چون کیابزرگ امید ریاست یافت او را وزارت داد و تا آخر عمر این مقام داشت. رجوع به حبط ج ۱ ص ۳۶۴ و دستورالوزراء ص ۲۲۹ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوعلی
شماره: 14374
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ عَ ] (اِخ) دهدار. یکی از مخصوصان اتباع حسن صباح. حسن گاه مرگ بکیابزرگ امید وصیت کرد که منصب وزارت بدو گذارد. و چون کیابزرگ امید ریاست یافت او را وزارت داد و تا آخر عمر این مقام داشت. رجوع به حبط ج ۱ ص ۳۶۴ و دستورالوزراء ص ۲۲۹ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
14374
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی