معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) خطیر. وزیر
مجدالدوله. آنگاه که میان مجدالدوله و سیده
مادر او محاربه روی داد، ابوعلی با مجدالدوله
اسیر شد و شاید مکثوم بن جنی خواجهٔ خطیر
در دیوان منوچهری مراد همین ابوعلی باشد:
بلبل بزخمه گیرد می بر سر بهار
چون خواجهٔ خطیر برد دست را بمی
پیروزبخت مهتر کهترنواز نیک
مخدوم اهل مشرق مکثوم بن جنی.