معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) حسن بن محمدبن
صباح زعفرانی فقیه. از اصحاب محمدبن
ادریس شافعی است. ابن خلّکان گوید: او در
فقه و حدیث براعت یافت و درآن دوعلم
کتابها کرد و نام او در آفاق پراکنده گشت و او
به استاد خویش شافعی سخت شیفته بود و
میگفت اصحاب حدیث خفته بودند تا آنگاه
که شافعی آنانرا بیدار کرد و هیچکس محبره و
دویتی برنداشته جز اینکه شافعی را بر او منتی
است و هم از سفیان بن عینیه و طبقهٔ او مانند
وکیع بن الجراح و عمروبن الهیثم و یزیدبن
هارون اخذ روایت کرده است و او یکی از
روات اقوال قدیمهٔ شافعی است و روات اقوال
قدیمهٔ شافعی چهار تن باشند یکی از آنها
صاحب ترجمه و دیگری ابوثور و سه دیگر
احمدبن حنبل و چهارمین کرابیسی است. و
روات اقوال جدیده، مزنی و ربیع بن
سلیمان الجیزی و ربیع بن سلیمان المرادی و
بویطی و حرمله و یونس بن عبدالاعلی باشند
و از زعفرانی بخاری در صحیح خویش و
ابوداود سجستانی و ترمذی و جز آنان روایت
کرده اند. وفات وی بشعبان یا رمضان سال
۲۶۰ بود و در کتاب انساب ربیع الاخر ۲۴۹
هـ . ق. آمده است.