معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) ابن المقتفی لامراللََّه. او پس از مرگ پدر داعیهٔ خلافت داشت و مادر وی در مرض موت مقتفی، المستنجد را بدست کنیزکان کشتن میخواست تا پسر خود ابوعلی را بمسند خلافت نشاند. استادالدار عضدالدین بر این معنی وقوف یافت و مستنجد را آگاه کرد و قتل مستنجد میسر نگشت از اینرو آنگاه که مستنجد بخلافت رسید ابوعلی و مادر او را دستگیر و محبوس کرد و کنیزکان هم عهد مادر او را بدجله غرق کرد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوعلی
شماره: 14209
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ عَ ] (اِخ) ابن المقتفی لامراللََّه. او پس از مرگ پدر داعیهٔ خلافت داشت و مادر وی در مرض موت مقتفی، المستنجد را بدست کنیزکان کشتن میخواست تا پسر خود ابوعلی را بمسند خلافت نشاند. استادالدار عضدالدین بر این معنی وقوف یافت و مستنجد را آگاه کرد و قتل مستنجد میسر نگشت از اینرو آنگاه که مستنجد بخلافت رسید ابوعلی و مادر او را دستگیر و محبوس کرد و کنیزکان هم عهد مادر او را بدجله غرق کرد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
14209
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی