معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) ابن مأمون. پدر
ابوعلی. مأمون خوارزمشاه بود و چون
درگذشت پسر او موسوم به ابی علی بجای پدر
نشست و برای استحکام امر خویش خواهر
محمودبن سبکتکین را بخواست و بزنی کرد و
تا بزیست قاعدهٔ مصادقت میان او و محمود
برقرار بود و پس از وی برادر وی مأمون بن
مأمون بجای او خوارزمشاهی یافت و مخلّفهٔ
برادر را خطبه کرد و محمود بدان رضا داد و
آنگاه که ینالتکین با رؤسای دیگر سپاه،
خوارزمشاه مأمون بن مأمون را بکشتند
محمود بنام خونخواهی شوهرخواهر لشکر
بخوارزم کشید و کشندگان مأمون را بسزا
رسانید و مملکت خوارزم را ضمیمهٔ ملک
خویش کرد.