معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (اِخ) ابن الیاس. و نام او
محمد است والی کرمان. در ۳۴۵ هـ . ق. از
ملوک دیالمه گریخته به بخارا رفت ابوصالح
منصور را به تسخیر ممالک دیالمه تحریض
کرد و هر دو طرف حاضر به جنگ شدند. لکن
میان رکن الدولهٔ دیلمی و منصور صلح افتاد و
مقرر شد که رکن الدوله سالی صدوپنجاه هزار
دینار به خزانهٔ منصور بپردازد و منصور
دختری از عضدالدوله پسر رکن الدوله را نیز
برای تشیید دوستی بزنی کرد. رجوع به
روضةالصفا ج ۴ ترجمهٔ منصوربن نوح
سامانی شود. وی در ۳۵۶ هـ . ق. درگذشت.