معنی و تعریف
(نف مرکب) خونخوار. درنده. بیرحم. سخت دل. خونریز. (ناظم الاطباء). سخت سفاک : زلف بی آرام او پیرایهٔ مهر است و ماه چشم خون آشام او سرمایهٔ سحر است و فن. سوزنی. کلبهٔ قصاب چند آرد برون سرخ زنبوران خون آشام خویش.خاقانی. ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست. مولوی. هزار دلاور خون آشام. (روضة الصفا ج ۲).
- شمشیر خون آشام؛ شمشیر سخت برنده
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خون آشام
شماره: 140469
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(نف مرکب) خونخوار. درنده. بیرحم. سخت دل. خونریز. (ناظم الاطباء). سخت سفاک : زلف بی آرام او پیرایهٔ مهر است و ماه چشم خون آشام او سرمایهٔ سحر است و فن. سوزنی. کلبهٔ قصاب چند آرد برون سرخ زنبوران خون آشام خویش.خاقانی. ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست. مولوی. هزار دلاور خون آشام. (روضة الصفا ج ۲).
- شمشیر خون آشام؛ شمشیر سخت برنده

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
140469
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی