معنی و تعریف
[ خوا / خا ] (اِ) خواستگار. طلبکار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || (اِمص) مخفف خواست و بمعنی طلب و استدعاست چنانکه گویند: فلان زن خواس و بهمان فرزند خواس. || اراده، چون: اینکه گویند تا خواس خدا چه باشد. (از لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خواس
شماره: 138749
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خوا / خا ] (اِ) خواستگار. طلبکار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || (اِمص) مخفف خواست و بمعنی طلب و استدعاست چنانکه گویند: فلان زن خواس و بهمان فرزند خواس. || اراده، چون: اینکه گویند تا خواس خدا چه باشد. (از لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
138749
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی