ابوعبیداللََّه13835
معنی و تعریف
[ اَ عُ بَ دِلْ لاه ] (اِخ) عبدالواحدبن محمد جوزجانی. یکی از شاگردان ابوعلی بن سینا. وی پس از انقلاب جرجان و گرفتاری قابوس و بازگشت ابن سینا، بخدمت وی پیوست و عبدالواحد همان کس است که شرح حال شیخ را روایت کرد و مورخین بیشتر در ترجمهٔ حال ابوعلی اعتماد بدان کرده اند و آنگاه که ابومحمد شیرازی در جرجان از ابوعلی منطق و مجسطی می آموخت ابوعبیداللََّه نیز در مجلس درس شیخ حاضر میشد و در کرت دوم که شمس الدوله منصب وزارت به ابن سینا داد ابوعبداللََّه از خدمت شیخ تمنا کرد تا کتب ارسطو را شرح کند و شیخ گفت با مشاغل کنونی فراغت این کار ندارم لکن اگر خواهی کتابی در حکمت بنویسم و بی نقل اقوال دیگران و گفتار مخالفین از خود تصنیفی کنم و ابوعبیداللََّه شیخ را بدین اقدام ثنا گفت و شیخ به تصنیف طبیعیات شفا پرداخت و پس از وفات شمس الدوله ابوعبیداللََّه از شیخ الرئیس درخواست تا کتاب شفا را بانجام رساند و شیخ گفت مرا کاغذ و محبره آر و رؤس مسائل شفا را بنوشت و سپس به شرح هریک پرداخت و چون طبیعیات و الهیات به پایان آمد به تألیف منطق الشفا آغازید و آنگاه که شیخ الرئیس از همدان به لباس صوفیان با برادر خویش محمود به اصفهان میشد ابوعبیداللََّه نیز با وی همراه بود و ابوعبیداللََّه گوید آنگاه که علاءالدوله از ابوعلی بن سینا درخواست ایجاد رصدی کرد شیخ تهیهٔ لوازم رصد و ترتیب آلات آنرا بمن واگذاشت و وی گوید که بعلت کثرت اسفار در امر رصد خلل ها راه می یافت و در حیات شیخ به انجام نرسید و گفته اند که وفات ابوعبیداللََّه عبدالواحد ده سال پس از وفات شیخ بوده است و اگر وفات شیخ ۴۲۸ هـ . ق. باشد وی تا ۴۳۸ هـ . ق. حیات داشته است. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی چ لیپزیک ص ۴۱۷ و ۴۱۹ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوعبیداللََّه
شماره: 13835
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ عُ بَ دِلْ لاه ] (اِخ) عبدالواحدبن محمد جوزجانی. یکی از شاگردان ابوعلی بن سینا. وی پس از انقلاب جرجان و گرفتاری قابوس و بازگشت ابن سینا، بخدمت وی پیوست و عبدالواحد همان کس است که شرح حال شیخ را روایت کرد و مورخین بیشتر در ترجمهٔ حال ابوعلی اعتماد بدان کرده اند و آنگاه که ابومحمد شیرازی در جرجان از ابوعلی منطق و مجسطی می آموخت ابوعبیداللََّه نیز در مجلس درس شیخ حاضر میشد و در کرت دوم که شمس الدوله منصب وزارت به ابن سینا داد ابوعبداللََّه از خدمت شیخ تمنا کرد تا کتب ارسطو را شرح کند و شیخ گفت با مشاغل کنونی فراغت این کار ندارم لکن اگر خواهی کتابی در حکمت بنویسم و بی نقل اقوال دیگران و گفتار مخالفین از خود تصنیفی کنم و ابوعبیداللََّه شیخ را بدین اقدام ثنا گفت و شیخ به تصنیف طبیعیات شفا پرداخت و پس از وفات شمس الدوله ابوعبیداللََّه از شیخ الرئیس درخواست تا کتاب شفا را بانجام رساند و شیخ گفت مرا کاغذ و محبره آر و رؤس مسائل شفا را بنوشت و سپس به شرح هریک پرداخت و چون طبیعیات و الهیات به پایان آمد به تألیف منطق الشفا آغازید و آنگاه که شیخ الرئیس از همدان به لباس صوفیان با برادر خویش محمود به اصفهان میشد ابوعبیداللََّه نیز با وی همراه بود و ابوعبیداللََّه گوید آنگاه که علاءالدوله از ابوعلی بن سینا درخواست ایجاد رصدی کرد شیخ تهیهٔ لوازم رصد و ترتیب آلات آنرا بمن واگذاشت و وی گوید که بعلت کثرت اسفار در امر رصد خلل ها راه می یافت و در حیات شیخ به انجام نرسید و گفته اند که وفات ابوعبیداللََّه عبدالواحد ده سال پس از وفات شیخ بوده است و اگر وفات شیخ ۴۲۸ هـ . ق. باشد وی تا ۴۳۸ هـ . ق. حیات داشته است. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی چ لیپزیک ص ۴۱۷ و ۴۱۹ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
13835
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی