خنگ و لوک138288
معنی و تعریف
[ خِ گُ ] (اِ مرکب، از اتباع) کسی را گویند که در جمیع چیز عاجز باشد و از او کاری برنیاید. این لغت از توابع است؛ یعنی خنگ را بی لوک و لوک را بی خنگ به این معنی نمیگویند. (برهان قاطع): خانه تنگ و در آن جان خنگ و لوک کرد تا ویران کند خانه ملوک.مولوی. خنگ و لوکم چون جنین اندر رحم نه مهه گشتم شد این نقلان بهم.مولوی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خنگ و لوک
شماره: 138288
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خِ گُ ] (اِ مرکب، از اتباع) کسی را گویند که در جمیع چیز عاجز باشد و از او کاری برنیاید. این لغت از توابع است؛ یعنی خنگ را بی لوک و لوک را بی خنگ به این معنی نمیگویند. (برهان قاطع): خانه تنگ و در آن جان خنگ و لوک کرد تا ویران کند خانه ملوک.مولوی. خنگ و لوکم چون جنین اندر رحم نه مهه گشتم شد این نقلان بهم.مولوی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
138288
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی